السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

476

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

مسافت نباشد زيرا كه قصد أو تابع قصد متبوع است واو در واقع قصد مسافت داشته وأين مثل كسى است كه قصد فلان بلد را كرده باعتقاد انكه بقدر مسافت نيست ودر أثناء معلوم شود كه بقدر مسافت است ولى أحوط جمع است ( مسألة 21 ) كسى را كه باكراه يا بجبر بسفر ميبرند بي اشكال بايد قصر كند بخلاف انكه كسى را روى حيواني ببندند يا انكه در كشتى بيندازند بي اختيار وخود أو راه را طي نكند كه در وجوب قصر بر أو اشكال است هر چند قاطع باشد كه أو را بحد مسافت خواهند برد اگر چه وجوب قصر در ان خالى از قوت نيست ( شرط سيم ) استمرار قصد مسافت پس اگر پيش از رسيدن بچهار فرسخ عدول كند از قصد خود يا مردد شود در ان بايد تمام كند وهم چنين است در صورتيكه عدول كند بعد از رسيدن بچهار فرسخ ولكن عزم كند بر عدم عود يا مردد شود كه بر گردد يا نه يا انكه عازم عود باشد بعد از ماندن ده روز در آنجا كه بايد تمام كند بخلاف صورتيكه عازم عود باشد وقصد اقامه ده روز در آنجا نداشته باشد كه بايد قصر كند هر چند انروز برنگردد بلكه هر چند تا سى روز مردد آنجا بماند بلى بعد از سى روز تمام كند ( مسألة 22 ) كفايت مىكند در استمرار قصد بقاء قصد نوع سفر هر چند از خصوص مسافتى كه از أول قصد كرده عدول كند مثل انكه قصد بلدي را كرد ودر أثناء راه عدول از ان كند بقصد بلد ديگر كه مجموع آنچه را كه قطع نموده وبناى قطع ان دارد بقدر مسافت باشد كه بايد قصر كند بنابر أصح چنانچه هم چنين است هر گاه از أول قصد نوع مسافت كند بدون انكه قصد جاى مخصوصى نمايد پس اگر قصد يكى از دو جا نمايد كه بعض راه مشترك ميان اندو جا باشد واز أول قصد يك كدام از اندو جا را نكرده وخيال أو ان است كه بعد از رسيدن بحد مشترك تعيين مقصد كند كافى است در وجوب قصر ( مسألة 23 ) اگر در أثناء راه مردد شود كه برود يا نه بعد از ان جازم شود برفتن پس هر گاه در حال ترديد قدرى از راه را طي نكند بعد از جزم برفتن بايد بر قصر باقي باشد بشرط انكه بقيه راه با برگشتن بمقدار مسافت باشد وهم چنين اگر چه بقيه راه بقدر مسافت نباشد بنابر وجهي لكن مشكل است پس احتياط مجمع در ان ترك نشود وهر گاه در حال ترديد قدرى از راه طي كرده بعد از جزم برفتن اگر مقدار باقي مانده از راه ولو بضميمه برگشتن بقدر مسافت باشد قصر كند والا تمام كند بلى در صورتيكه انقدر از راه كه پيش از ترديد طي كرده بوده با آنچه بعد از ترديد طي مىكند باسقاط مقداريكه